تغییر رئیس فدرال رزرو چه تاثیری بر بازار سهام، طلا و ارزهای دیجیتال دارد

رئیس فدرال رزرو هدایتکننده کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) است. با اینکه تصمیمات این کمیته به صورت جمعی گرفته میشود، اما رئیس جدید جهتگیری غالب را مشخص میکند. هر رئیس جدید میتواند یا نسبت به تورم حساستر باشد
اهمیت تغییر رئیس فدرال رزرو
رئیس فدرال رزرو هدایتکننده کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) است. با اینکه تصمیمات این کمیته به صورت جمعی گرفته میشود، اما رئیس جدید جهتگیری غالب را مشخص میکند. هر رئیس جدید میتواند یا نسبت به تورم حساستر باشد یا بخواهد رشد اقتصادی و اشتغال را در اولویت قرار دهد. این اولویتها مستقیم بر نرخ بهره، میزان نقدینگی و چاپ پول، رشد یا رکود اقتصادی تاثیر بگذارد.
در این مقاله به تفاوت نگاه کوین وارش(Kevin Warsh) با جروم پاول(Jerome Powell) و پیامدهای احتمالی آن برای سیاست پولی آمریکا میپردازیم. در کنار تحلیلها، نکات عملی مدیریت سبد دارایی نیز ارائه شده و خدمات سبدچینی و پشتیبانی تیم NOVA که زیرمجموعه نامدار کپیتال است، معرفی میگردد تا سرمایهگذاران بتوانند تصمیمات آگاهانهتری اتخاذ کنند.
رؤسای فدرال رزرو
برای اینکه بتوانیم با دقت بیشتری، سیاستها، طرز فکر و اثرات رئیس احتمالی بعدی فد را تحلیل و بررسی کنیم، لازم است که رؤسای پیشین و فعلی فد را بشناسیم و رخدادهایی که پیش آمده به همراه اثراتشان و تصمیماتی که در دورههای ریاستشان اتخاذ کردهاند را به صورت کلی و جزئی بررسی کنیم.
1) آلن گرینسپن (Alan Greenspan)
دوره ریاست: 1986 تا 2006 (۱۸ سال)
دیدگاه: گرینسپن طرفدار بازار آزاد بود. یعنی به این معتقد بود که بازار باید خودش راهش را انتخاب کند و عرضه و تقاضا باید قیمتها را تعیین کند. دولت یا قانون گذار نباید در بازار و قیمتها دستکاری کنند و با نرخ گذاری دستوری، قیمتها را بالا یا پایین نگه دارند یا بازاری را محدود کنند. یکی از مزایای این عقیده گرینسپن این بود که بانک ها و موسسات مالی توانستند آزادانه تر رفتار کنند. البته که همین رویداد باعث راحتتر ایجاد شدن حبابهایی در بازارها شد و همین تفکر، یکی از ریشههای بحران مالی 2008 شد. دیدگاه دیگر او، اعتقاد به دخالت حداقلی دولت بود. میگفت دولت باید قوانین سختگیرانه خودش را کمتر کند، در بازار مالی، بانکها، و وامدهی زیاد دخالت نکند و بگذارد شرکتها خودشان ریسک کنند و سود یا ضررش را ببینند. به عقیده او، خود بازار بهتر از دولت متوجه میشود چه زمانی و در کجا ریسک زیاده است. در نتیجه این تفکر، شرکتها ریسکهای زیاد کردند و وامهای بیکیفیت دادند و وقتی که ترکید حبابها ترکید، دولت مجبور شد نجاتشان بدهد. دیدگاه بعدی او وجود سیاست پولی منعطف بود. یعنی بانک مرکزی زمانی که از طریق آمار و ارقام متوجه میشود که اقتصاد ایالات متحده ضعیف شده است، نرخ بهره را پایین میآورد و وقتی که متوجه شود تورم بالاست، نرخ بهره را بالا میبرد. سیاست پولی منعطف به صورت کلی بدین منظور است که فدرال رزرو اسیر فرمولهای خشک و قوانین ثابت که هربار یک اتفاق ثابت بیافتد، یک راه حل یکسان برای اجرا داشته باشند و اصطلاحاً یه کارت را چندبار بازی کند. در کل گرینسپن به کاهش نرخ بهره برای نجات بازار اعتقاد داشت. اما گرنسپن چهکار میکرد؟ او بعد از ترکیدن حباب دات کام که در سال 20001 رخ داد، نرخ بهره را به شدت پایین آورد و در نتیجهی این پول ارزان، سرمایهها به سمت مسکن و داراییهای ریسکی رفت که همین رویداد منجر به شروع دادن وام های بدون پشتوانه شد و فتیله بحران مالی 2008 را روشن کرد. در اصل گرینسپن اقتصاد را زنده و سرپا نگه داشت ولی زمینه انفجار بعدی را هم ساخت.اثری که او روی بازارها گذاشت این بود که رشد شدید بورس آمریکا، شکلگیری حباب در سهام تکنولوژی و بعد مسکن رخ داد و افکار بازار را به این که «فد همیشه نجاتدهنده است» عادت داد.
گرینسپن پایهگذار رفتار ریسکپذیری افراطی در بازارهاست و ریسک پذیر کردن بازار در دوران ریاست او، تاثیرات بسیار زیادی در زمان ریاست بعدی فدرال رزرو گذاشت.
2) بن برنانکی (Ben Bernanke)
دوره ریاست: 2006 تا 2014 (8سال)
دیدگاه: تمرکز شدید روی جلوگیری از رکود بزرگ. طرفدار دخالت مستقیم و پرقدرت فد.
قبل از اینکه بخواهیم به دیدگاه برنانکی بپردازیم باید بدانیم او چه کسی بود؟ برنانکی قبل از اینکه رئیس فدرال رزرو بشود، پژوهشگر رکود بزرگ 1929 بود و سالها از عمرش را روی این سؤال که (چرا رکود بزرگ اینقدر عمیق و طولانی شد؟) گذاشته بود. و جواب علمیای که به آن رسید نیز این بود که مشکل اصلی رکود بزرگ، کمکاری بانک مرکزی بود چون فدرال رزرو در آن زمان نقدینگی تزریق نکرد و بانکها را به حال خودشان رها کرد تا ورشکست بشوند که به مراتب عرضه پول سقوط کرد و در نتیجه اقتصاد به بحران رسید. پس برنانکی با این ذهنیت رئیس فدرال رزرو شد که اگر بحران بیاید، من دست روی دست نمیگذارم. حال به این میخواهیم بپردازیم که وقتی گفته میشود تمرکز شدید برنانکی روی جلوگیری از رکود بزرگ بود یعنی چی؟ یعنی او وسواس داشت که مثل سال 1929 بانکها پشت سر هم فرو نریزند، اعتبار خشک نشود و نرخ بیکاری منفجر نشود. برنانکی از «سقوط آزاد اقتصاد» بیشتر از «تورم آینده» میترسید. دیدگاه بعدی برنانکی طرفداری از دخالت مستقیم و پرقدرت فدرال رزرو بود و این به این معنی است که اگر بحران بهوجود بیاید، تنها ابزار کنترل بحران که در دست فدرال رزرو هست فقط تغییر نرخ بهره نیست و برنامه جامع و کاربردی را توسط یک تیم متخصص طراحی میکند. در اینجا به چندین مورد از کارهای برنانکی میپردازیم. اولین کار او نجات سیستم بانکی با هدف جلوگیری از دومینوی ورشکستگی(مثل بحران مالی2008) و نجات نهادهای درحال سقوط بود با ابزاری که در دست داشت مثل دادن وام مستقیم به بانکها و پیام روشن او این بود: «سیستم بانکی نباید فروبریزد، حتی اگر بعضیها لیاقت نجات نداشته باشند».
دومین اقدام او چاپ پول مدرن بود یعنی نه تنها نرخ بره را به صفر رساند، بلکه مستقیما به سراغ خرید اوراق خزانه و اوراق رهنی مسکن رفت و این یعنی پول جدید به صورت مستقیم وارد بازار شد. هدف برنانکی از این کار پایین آوردن نرخ بهره بلند مدت، زنده نگه داشتن اعتبارات و جلوگیری از رکود و فریز شدن بازارها بود.
سومین کاری که او کرد، مدیریت انتظارات آینده بود .برنانکی متوجه این شده بود که بازار فقط به «عمل» واکنش نمیدهد،به «قول» هم واکنش میدهد.پس فد گفت تا مدت طولانی، نرخ بهره بالا نمیرود و این به این معنی است که حتی قبل از تزریق پول نیز با حرفزدن به بازار آرامش داد.از مزیت های این سیاست میتوان به جلوگیری از فروپاشی کامل سیستم مالی و رکود بزرگ دیگر، به همراه احیای سریعتر بازارها اشاره کرد. البته که این سیاست در کنار مزایایی که داشت، هزینههایی را نیز به وجود آورد. هزینه هایی اعم از ایجاد حباب در سهام و مسکن، افزایش نابرابری در جامعه(افراد ثروتمند، ثروتمندتر شدند)، به وجود آمدن اعتیاد به «کمک فدرال رزرو» در بازارها و در نهایت ایجاد ریسک اخلاقی(ریسک کنید! اگر ضرر کردید فد نجاتتان میدهد). من حیث المجموع دوران ریاست برنانکی، شروع پولپاشی فدرال رزرو بود.
3)جنت یلن (Janet Yellen)
دوره ریاست: 2014 تا 2018 (4سال)
دیدگاه: یلن اقتصاددانی بود که ایدئولوژی اصلیاش یک چیز بود، این که آدمها کار داشته باشند.برای یلن، عدد بیکاری و کیفیت شغل از تورمِ کمی بالا، مهمتر بود. تمرکز یلن روی اشتغال و رشد پایدار اقتصاد بود یعنی هم تورم را روی عدد 2% نگه دارد هم اینکه آمار بیکاری پایین بیاید و مردم شغل داشته باشند. یعنی رشد اقتصادی واقعی و پایدار باشد نه صرفاً اقتصاد که حباب داشته باشد و البته بهبود اقتصادی مدنظر آن باید بادوام باشد نه به صورت تصنعی و مقطعی. نگاهی که یلن به بازار کار داشت، صرفا روی نرخ بیکاری نمیچرخید بلکه به این فاکتورها نیز نگاه میکرد که چندنفر از بازار کار ناامید شدهاند و یا دستمزدها واقعا بالا میرود یا نه و این فقط یک چیز را میرساند و آن هم این است که کیفیت بهبود اقتصادی برای او بسیار مهمتر از ظاهر عددها بود.
سیاستهایی که یلن در پیش گرفته بود، ملایم و قابل پیشبینی بود یعنی فدرال رزرو شوک ناگهانی به بازار ندهد، آرام و مرحلهبهمرحله حرکت کند و از قبل، مسیر را اعلام کند تا بازار غافلگیر نشود. این سیاست را در غالب یک مثال شرح میدهیم: بعد از دوران پولپاشی برنانکی، یلن شروع کرد به بالا بردن خیلی آهسته نرخ بهره که قبل از آن ماهها به بازار سیگنال این موضوع را داده بود و هدفش هم این بود که اقتصاد از سرمِ بحران جدا شود، ولی دچار شوک ترک اعتیاد نشود و این همان دیدگاه «حرکت کوچک ولی پیوسته» بود.
نتیجه آن سیاستهای یلن چی شد؟ بازار کار آمریکا بهتر شد و بیکاری به پایینترین سطوح چند دهه اخیر خود رسید از طرفی شوک ناگهانی به بازارها وارد نشد و مسیر سیاست پولی کاملاً قابل فهم بود. البته آن سیاستها نقاط ضعفی هم داشت که میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
یلن به تورم احتمالی آینده بیش از حد خوشبین بود و سرعت خروج از سیاستهای انبساطی کند شده بود که شایان ذکر است بخشی از تورم بعدی، ریشه در همین تعلل داشته است. به طور کلی یلن مدیر خوبی برای «دوره بهبود آرام» بود ولی برای «لحظههای آتش گرفتن تورم»، بیش از حد نرم بود. اثر ریاست 4 ساله یلن در بازارها، تثبیت و آرامسازی بعد از شوکهای بزرگ بود.
4)جروم پاول (Jerome Powell)
دوره ریاست: 2018 تا الان (8 سال)
دیدگاه: در ابتدا باید بدانیم پاول انسانی است که در ریاست فد، انسانی عملگرا و بدون تعصب است یعنی روی یک ایدئولوژی خاص پافشاری نمیکند. نه عاشق بازار آزاد افراطی مثل گرینسپن است، نه مرید مداخلهگری سنگین مثل برنانکی است و نه مثل یلن فقط با احتیاط حرکت میکند. او نگاه میکند که الان مشکل اقتصاد چیست؟ همان را نشانه میگیریم. اگر امروز در رکود و بیکاری هستیم، اول اقتصاد را زنده نگه میداریم. نرخ بهره را پایین میآوریم، پول تزریق میکنیم و حمایت میکنیم. و چنانچه فردا وارد دوران تورم شدیم، حالا نوبت سختگیری است پس نرخ بهره را بالا میبریم، پول را جمع میکنیم و تقاضا را سرد میکنیم.
دیدگاه دیگری که پاول با آن توانست از بحران کرونا عبور کند، «اول حمایت از اقتصاد، بعد جنگ با تورم» است و
این جمله خلاصه رفتار پاول در کرونا و بعدش است.فاز ۱ این سیاست، حمایت تمامقد از اقتصاد (2020–2021)
بود وقتی بحران کرونا شروع شد. اقتصاد قفل شد و نرخ بیکاری رشد شدیدی کرد، از طرفی بازارها در حال فروپاشی بودند. اقداماتی که پاول انجام داد این بود که نرخ بهره را تقریباً به صفر رساند و چاپ پول سنگین را در پی داشت و از جانبی دیگر، حمایت مستقیم از بازار اوراق، شرکتها و بانکها کرد. پیام روشن پاول به بازار این بود که هر کاری لازم باشد با هدف نجات اقتصاد از سقوط آزاد، میکنیم نه اینکه با تورمی (که آن موقع هنوز وجود نداشت) بجنگیم.
فاز ۲ این سیاست چرخش خشن به جنگ با تورم (2022–2023) بود. بعد از احیای اقتصاد بعد از کرونا، نرخ تورم انفجاری شد و پول زیاد به علاوه اختلال زنجیره تأمین همراه با تحریک مالی دولت، آتش تورم را شعلهور تر کرد.
اما پاول چه کرد؟ سریعترین و شدیدترین افزایش نرخ بهره در چند دهه اخیر را به منظور جمعکردن نقدینگی و سرد کردن تقاضاهای هیجانی حتی به قیمت درد اقتصادی را اعمال کرد.
ایراد اصلی پاول این بود که جنگ با تورم را دیر شروع کرد چون تورم را در سال 2021، موقتی میدانست و واکنش مناسب به آن را عقب انداخت و بعد از آن مجبور شد محکمتر و چکشیتر عمل کن. از طرفی سیاست پاول ناپایدار به نظر میرسد با این منطق که در ابتدا، با نرخ بهره نزدیک به صفر، افراط در حمایت کرد و سپس با بالابردن شدید نرخ بهره، افراط در انقباض کرد و خب این رفت و برگشت شدید، هزینههایی مثل نوسان شدید بازارها و و فشار روی بدهیها داشت که نتیجتاً باعث ضربه به نرخ رشد اقتصادی شد. پاول در ابتدا آتش تورم را روی بازار ریخت، بعد مجبور شد که با آتش تورم بجنگد.
5)کوین وارش (Kevin Warsh) – گزینه احتمالی ریاست فد
سمت قبلی:
عضو هیئتمدیره فدرال رزرو (2006-2011)
دیدگاه فکری : وارش مخالف چاپ پول افراطی است ومیگوید وقتی فدرال رزرو پول چاپ میکند یا اوراق میخرد، این فقط به بازار مالی پول میدهد، اما این کار در بلندمدت تورمزا است و بازار را منحرف میکند.او بهخصوص با سیاستهای QE(که همان چاپ پول مدرن است) بعد از بحران 2008 و کرونا مخالف بوده است و میگوید این نوع چاپ پولها نباید عادی شوند. چون مشکل اصلی، چاپ پولِ زیاد نیست که بخواهد به بحران واکنش دهد،
بلکه این کار را باید به صورت محدود انجام داد و بعد به سمت سیاستهای معمول برگشت.
از طرفی وارش دیدگاهی نزدیک به دیدگاههای محافظهکارانه ترامپ دارد. یعنی ترامپ از پاول و یلن انتقاد میکرد که نرخها را پایین نیاوردند و چاپ پول را ادامه دادند. وارش هم در چند موضوع نزدیک به آن مواضع است:
موضع اول اینکه تورم را فقط نتیجه ی بازار نمیداند بلکه یک انتخاب سیاستگذاری میداند. موضع دوم اینکه دولت و کنگره را مسئول بخش زیادی از تورم میداند چون هزینه دولت بالاست و پول چاپ شده است. اما میخواهد کنترل تورم قویتر باشد، حتی اگر این موضوع با خواست سیاسی در تضاد باشد.
این یعنی از یک سو با خواستهای سیاسی (مثلاً کاهش نرخ بهره برای رشد سریع) بعضی محافظهکاران همراه است ولی از سوی دیگر میگوید فدرال رزرو نباید بهصرف خواست سیاسی، هر روز از مسیرش منحرف شود.
دیدگاه دیگر کوین وارش تمرکز روی کنترل تورم و استقلال فدرال رزرو (حداقل در کلام) است. وارش میگوید تورم خطرناک است، پول بدون محدودیت و چاپ پولطولانی باعث تورم میشود پس بانک مرکزی باید روی ثبات قیمت تمرکز کند.او در عین حال این انتقاد را دارد که فدرال رزرو از موضعگاه «قانونی» خارج شده است و وارد زمینههای سیاسی شده است. مثلاً در موضوعات اجتماعی یا سیاستهای غیرپولی مداخله میکند، که این کاملاً به ضرر عملکرد مستقل بانک مرکزی است. و این در ادبیات حرفهای اقتصادی، یعنی بانک مرکزی باید مستقل بماند نه اینکه زیر فشار دولت باشد.
اگر وارش رئیس فد بشود به طور خلاصه برای بازارها چه معنایی دارد؟
ریاست وارش یک خبر بد برای بازارهای حبابی دارد و یک خبر خوب برای دلار و کنترل تورم.
برای سهام و کریپتو:
احتمال سیاست سختگیرانهتر وجود دارد که باعث فشار روی داراییهای ریسکی میشود.
برای دلار (DXY):
دیدگاه انقباضیترِ وارش، باعث میشود دلار قویتر شود.
برای طلا:
در کوتاهمدت ممکن است تحت فشار قرار بگیرد.
برای بانکها:
نظم پولی سختتر میشود، ریسک کمتر از سمت تورم میشود اما رشداقتصادی کندتر میشود.
سناریوهای محتمل سیاستی
بررسی سناریوهای محتمل برای سیاستهای آتی فدرال رزرو، یکی از مهمترین کارهایی است که برای پیش بینی آینده بازارها میتوان انجام داد. در اینجا سه رویکرد انقباضی و انبساطی و متعادل را بررسی میکنیم و اثرات این رویکردها بر روی بازار سهام، طلا و کریپتو بررسی میشوند.
سناریوی اول: رویکرد انقباضی (هاوکیش)
در این سناریو، رئیس جدید تمرکز اصلی خود را بر کنترل تورم قرار میدهد و برای این کار، نرخ بهره را افزایش میدهد و نقدینگی را محدود میکند. هدف این سیاست، کاهش تورم و جلوگیری از رشد بیرویه قیمتها است.
مثال: انقباض شدید برای مهار تورم در سال2022 (پاول) :نرخ بهره از 0% رسید به 5% در کمتر از یک سال
اثر بر بازار سهام:
افزایش نرخ بهره باعث افزایش هزینه تأمین مالی شرکتها میشود. پس در نتیجه سهام شرکتهایی که بدهی بالایی دارند یا به سرمایه ارزان وابستهاند، تحت فشار قرار میگیرند. بخشهایی مانند انرژی و شرکتهایی با جریان نقدی پایدار، ممکن است عملکرد بهتری داشته باشند.
شاخص S&P500
اثر بر طلا:
در کوتاهمدت، معمولاً قیمت طلا به واسطه تقویت دلار و افزایش نرخ بهره،کاهش مییابد، چون نگهداری طلا نسبت به داراییهای دیگر جذابیت کمتری دارد. اما اگر سیاستهای انقباضی منجر به رکود اقتصادی شوند، طلا دوباره به عنوان دارایی امن مورد توجه قرار میگیرد.
اثر بر ارزهای دیجیتال:
کاهش نقدینگی به مراتب فشار شدیدی بر بازار رمزارزها وارد میکند. بیتکوین و سایر ارزهای دیجیتال معمولاً در چنین شرایطی کاهش قیمت قابل توجهی را تجربه میکنند.
بیتکوین
سناریوی دوم: رویکرد انبساطی (داویش)
در این سناریو، رئیس فدرال رزرو رشد اقتصادی و اشتغال را در اولویت قرار میدهد و نرخ بهره را پایین نگه میدارد و در نتیجه نقدینگی افزایش مییابد.
مثال: انبساط شدید و چاپ پول بیسابقه در زمان کرونا2020 -2021 (پاول) که نرخ بهره به 0%رسید و تزریق نقدینگی عظیم به وجود آمد.
اثر بر بازار سهام:
سیاستهای انبساطی معمولاً باعث رشد بازار سهام میشوند. شرکتهای فناوری و نوآور بیشترین بهره را میبرند، چون به سرمایه ارزان وابستهاند. شاخصهای اصلی مانند S&P 500 و نزدک ممکن است رکوردهای جدیدی ثبت کنند. همانطور که در دوران ریاست پاول با وجود تورم بالا، این شاخص ها ATH خودشان را ثبت کردند.
اثر بر طلا:
کاهش نرخ بهره و نگرانی از تورم احتمالی در آینده میتواند تقاضا برای طلا را تقویت کند، چون سرمایهگذاران به دنبال حفاظت از ارزش داراییهای خود هستند.
انس جهانی طلا
اثر بر ارزهای دیجیتال:
افزایش نقدینگی و تمایل به ریسک پذیری بیشتر، میتواند سرمایه ها را به سمت داراییهای پرریسکتر مثل رمزارزها هدایت کند و احتمال روند صعودی در این بازار افزایش مییابد.
بیتکوین
سناریوی سوم: رویکرد متعادل و دادهمحور
در این سناریو، رئیس جدید تصمیمات خود را بر اساس دادههای اقتصادی میگیرد و سعی میکند بین کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی تعادل برقرار کند.
اثر بر بازار سهام:
از ویژگیهای رویکرد متعادل، میتوان به نوسانات کمتر و رشد پایدارتر اشاره کرد. سرمایهگذاران با پیشبینیپذیریِ بیشتری مواجه میشوند و شرکتهای با بنیاد قوی، عملکرد بهتری دارند.
اثر بر طلا:
قیمت طلا در محدودهای مشخص نوسان میکند و نقش پوشش ریسک خود را حفظ میکند، اما انتظار رشدهای شارپی از طلا کمتر میشود.
اثر بر ارزهای دیجیتال:
رویکرد متعادل و دادهمحور، اعتماد سرمایهگذاران نهادی را افزایش میدهد و به توسعه آرامتر بازار ارزهای دیجیتال کمک میکند.
عوامل مؤثر بر واکنش بازارها
واکنش بازارها فقط به طرز فکر و نوع عملکرد رئیس جدید وابسته نیست. وضعیت تورم، نرخ اشتغال، رشد اقتصادی، سطح بدهی دولت، انتظارات بازار و شرایط جهانی همه نقش مهمی دارند. اگر تغییر رئیس فد همزمان با بحران اقتصادی یا تنشهای ژئوپلیتیک رخ دهد، بازارها واکنش شدیدتری خواهند داشت. تیم NOVA با پایش لحظهای این عوامل و ارائه تحلیلهای هفتگی، به سرمایهگذاران کمک میکند تا تصمیمات سریع و هوشمندانه اتخاذ کنند و از فرصتهای ایجاد شده بهره ببرند.
کوین وارش(Kevin Warsh) و تفاوت نگاه او با جروم پاول(Jerome Powell)
جروم پاول:
رییس فعلی فدرال رزرو که تمرکزش روی ثبات بازار و مهار تورم هست و تلاش کرده تا استقلال بانک مرکزی را حفظ کند و فد رو کمتر سیاسی کند.
کوین وارش:
نامزد جدید برای ریاست فدرال رزرو که عضو هیئت فدرال رزرو در سال های ۲۰۰۶–۲۰۱۱ بوده است که منتقد بعضی سیاستهای اخیر فدرال رزرو و خواهان «تغییر ساختار» و روشکار فد هست.
از منظرسیاست نرخ بهره
پاول: دیدگاه عملگرا دارد و نرخ بهره را نسبت به شرایط اقتصادی تنظیم میکند (اعم از افزایش نرخ بهره برای مهار تورم یا ثابت نگه داشتن نرخ بهره در مواقع رکود). پاول باور دارد که باید مراقب تورم و ثبات باشد، حتی اگر رشد اقتصادی را کمی کند کند.
وارش: هرچند در سابقهی او، نسبت به کنترل تورم سختگیر بوده است، اما الان مایل به کاهش سریعتر نرخ بهره در صورت کندی رشد اقتصادی هست و دیدگاهی دارد نزدیک به دیدگاههایی که ترامپ دنبال میکند. وارش باور دارد اقتصاد آمریکا میتواند خیلی سریع رشد کند و سیاستهای فعلی شاید مانع این رشد هستند.
*نکته مهم: پاول در چند سال اخیر نرخ بهره را بالا نگه داشته است تا تورم را کنترل کند، ولی وارش معتقد است فدرال رزرو باید راحتتر نرخ بهره را پایین بیاورد تا رشد اقتصادی بیشتر بشود.
موضع جالب وارش درباره رمزارزها (کریپتو)
برخی از گزارشها حاکی این هستند که وارش به نسبت گذشته، نسبت به بیتکوین دید مثبتتری گرفته است و حتی گفته بیتکوین میتواند ذخیره ارزش کند مثل طلا، و خب این موضوع در تناسب با دیدگاه بسیار محافظهکارانه سنتی نیست.
پاول نیز نسبت به رمزارزها محتاط بوده، اما تمایل دارد آنها را بیشتر به عنوان ابزار مالی نگاه کند تا تهدید مستقیم پولی.
جمعبندی
پاول بیشتر مثل راننده محتاط پشت فرمان عمل میکند( آرام، با توجه به چراغ و سرعت مطمئن).
وارش میخواهد همان ماشین را روانتر و تهاجمیتر براند.(حرکت سریعتر، ترازنامه کوچکتر، و تمرکز خیلی بیشتر روی رشد و تورم)
این اختلاف اساساً میتواند بازار را از نوسانهای شدید تورمی(انقباضی) به نوسانهای رشد محور ببرهد البته به شرطی که وارش واقعاً سیاستهایش را اجرا کند.
ریسکهای احتمالی برای بازارها
کاهش سریع ترازنامه: میتواند نقدینگی را محدود و فشار بر داراییهای ریسکی را افزایش دهد.
عدم قطعیت در سیاستها: باعث نوسان شدید بازارها میشود.
تضاد با دولت: اختلاف میان فدرال رزرو و دولت میتواند انتظارات بازار را عوض کند.
تأثیر بر دلار و طلا: تغییر سیاستها بر بازدهی اوراق خزانه و ارزش دلار، اثر مستقیم دارد و قیمت طلا را نیز تحت فشار قرار میدهد.
در همه این شرایط، تیم NOVA با تحلیل دادهها و طراحی سبدهای هوشمند کمک میکند تا سرمایهگذاران همواره آماده واکنش به تغییرات باشند.
نتیجهگیری
تغییر ریاست فدرال رزرو رویدادی با پیامدهای بلندمدت برای بازارهای مالی است. سناریوهای مختلف سیاستی میتوانند مسیر سهام، طلا و ارزهای دیجیتال را تغییر دهند. موفقیت در این شرایط نیازمند نگاه بلندمدت، مدیریت ریسک، تنوعبخشی مناسب به سبد و توانایی انطباق سریع با شرایط جدید است. سرمایهگذارانی که با برنامهریزی و آگاهی وارد این دوره میشوند، شانس بیشتری برای موفقیت دارند.
منابع:
1. CBS News - "Who is Kevin Warsh, Trump's pick to succeed Jerome Powell"
2. CNBC - "Trump nominates Kevin Warsh for Federal Reserve chair"
3. NBC News - "Trump taps Kevin Warsh to chair Federal Reserve"
4. Atlantic Council - "Trump finally got the Fed chair he always wanted"
5. PBS News - "3 things to know about Kevin Warsh"
6. FOMC Insight Engine - "The Dissenter"
7. Hoover Institution - "Inflation Is A Choice: Kevin Warsh"
8. Brookings - "The Fed does listen: How it revised the monetary policy framework"



